سفارش تبلیغ
صبا
به نام خدا
دیروز ظهر، مهندس محمدرضا فلاح زاده چهارمین استاندار استان دارالعباده یزد بود که پس از غلامعلی سفید ، حمید کلانتری و ابوالقاسم عاصی به حاجی آباد زرین آمد تا ضمن دیدار با مردم این خطه کویری با مسائل و مشکلات اهالی این روستا آشنا شود.

هرچند با وجود ارتقای امکانات و بهبود وضعیت زندگی و پیشرفتهای فرهنگی،آموزشی و قرآنی حاجی آباد زرین در سالیانی که از انقلاب اسلامی می گذرد،اگر بخواهیم واقع بینی کنیم هنوز بار سنگین مشکلات عدیده بر دوش اهالی این دیار سنگینی می کند.هرچند عده زیادی از متحملین مشکلات در این سالها از زیر این بارهای کمرشکن شانه خالی کرده و به عدد شهروندان دیگر مناطق استان و کشور اضافه شده اند.

روزی که در نیمه های دهه هفتاد غلامعلی سفید مهمان نخلهای حاجی آباد زرین بود شعری به مناسبت ورود او به عنوان خیرمقدم خوانده شد که در آن گوشه ای از مشکلات مردم بیان شده بود وحالا که به این شعر نگاه می کنم می بینم که اگثر مشکلات اساسی هنوز هم موضوعیت داشته و هنوز داغ و تازه اند.

داغ اصلی ما جاده بود و هست...وقتی حمید کلانتری در اوایل دهه هشتاد به شوخی گفت: ((اگر ما به هر خانواده ساکن در حاجی آباد زرین به جای ساخت جاده یک پیکان صفر بدهیم آسانتر است.)) فهمیدیم که این قصه حالا حالاها ادامه دارد و نمی توان به وعده های خبری و ابراز امیدواری هایی که فقط به درد مشروح اخبار استان و پر کردن جای خالی نشریات و روزنامه ها می خورد،دلخوش کرد.

حضور (بهتر بگوییم:عبور) ابوالقاسم عاصی اما آنقدر بی سروصدا بود که فقط فروشنده مغازه علی شاطر او را دید و در حالیکه داشت به این فکر می کرد که این چهره را کجا دیده به او ماءاالشعیر باز شده! فروخت.

و حالا در آستانه ورود به دهه نود،محمدرضا فلاح زاده چهارمین استاندار یزد است که پا به دیار ما گذاشته است.به رسم ادب به او خوش آمد می گوییم ولی نمی دانیم که آیا نرمی و روانی خودروی خدمت استانداری به او اجازه داده مصائب 140 کیلومتر صحرا نوردی روی دل پاره پاره اسفالت نمای پوشش جاده را  درک کند یا نه؟ 

چون نمی خواهم بعدا در سفر استاندار بعد همین تکرارها مکرر شود به استاندار عزیزمان باید بگویم:

آقای فلاح زاده! دیروز میزبانان شما فقط آنهایی نبودند که در آستانه آبادی منتظربودند.بلکه ده شهید حاجی آبادی به مهمان نواز اصلی بودند.

جناب استاندار! این آخرین نقطه استان یزد اکثر مزیتهای شغلی خود را از دست داده است،به فکر ایجاد کاری برای جوانان آبادی باش تا صدای با نشاط زندگی را دوباره از کوچه ها بشنویم.

مهمان عزیز! دیگران آمدند و رفتند،ولی تو بمان در یادها و بعد برگشتن به یزد هم کنارمان باش.

آقای مهندس! بیا و مردی کن و وقتی در اتاق فرمان سیاست استان یزد در حوالی میدان امام حسین نشسته ای میدان حاجی آباد زرین را فراموش نکن!




تاریخ : یکشنبه 89/8/2 | 8:32 عصر | به قلم: محمد صادق خدایی | تا حرف حساب