سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

پایان تئانر رویاها

به نام خدا

 

به همین زودی نوروز اولین سال دهه نود هم آمد و رفت... به قول یکی از دوستان لذت عید تا لحظه سال تحویل است، چرا که تا سال تحویل نشده در تدارک و شور و شوقی که عید دارد میاید ولی وقتی سال تحویل شد، شاید همان روند تکراری سابق به جریان بیفتد.

امسال بهار به ما نچسبید به چند دلیل. دلیل اول را در همان روز عید احساس کردیم. وقتی انتظار داشتیم که آبادی ما دوباره پرجمعیت و پرنشاط شود ولی جمعیت مثل نوروز 89 کمرنگ و کمتر از خواسته هابود. نمی دانم چه اتفاقی دارد میفتد که در این یکی دو سال، عده زیادی از حاجی آبادیها حتی یک روز را هم در نوروز به کویر سری نمی زنند و شبهای کوچه ها سوت و کور و بی رنگ و نور است.

وقتی سالهای قبل را یادم میاید بیشتر دلگیر می شوم که چرا دیگر از کنار هرخانه ای که رد می شوی سر وصدای بچه ها و صدای شادی و خنده و اختلاط بزرگترها به گوش نمی رسد. این روزها بچه ها و نوه ها اگر خیلی بخواهند منت سر بزرگترهایشان بگذارند! یک شب را به صبح نرسانده جاخالی می دهند! خدا عاقبت امر را ختم به خیر فرماید!

و اما یک اتفاق تلخ که همه باخبر هستید نیز مزید بر علت شد تا خاطره خوبی از نوروز امسال نداشته باشیم و آن همان درگذشت مرحوم علی ثقفی فرزند محمدرضا حاج ممد به علت واژگونی خودرو در جاده حاجی آباد زرین-اردکان است. این حادثه خیلی تکان دهنده و ناباورانه بود و همه ی اهالی و مهمانان نوروزی را سوگوار ساخت. خداوند متعال وی مهمان خوان بی پایان رحمت و مغفرت خویش بفرماید.

در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیم / لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی

 




تاریخ : پنج شنبه 90/1/18 | 3:3 صبح | به قلم: محمد صادق خدایی | تا حرف حساب